هر چه می گذرد، دلخوشی های ما کوچکتر می شود. مثلا این روزها خود من هر وقت از دیدن پلشتی های دنیا خراب می شوم، این بخش از ترجمه ام از کتاب جادوگر کوچولوی اوتفرید پرویسلر را زمزمه می کنم و حالم بهتر می شود:


چرخیدیم و چرخیدیم

تا فصلی دیگر آمد

از دل برف سپید

آدم برفی در آمد

جارویی دستش گرفت

قابلمه بر سر آمد

بدی را تار و مار کرد

دنیایی بهتر آمد.