تبليغاتX
در آغاز كلمه بود

کلمه

به روسپي دنياي ادبيات ؛شعر:


(1)

 

قرارمان اين بود

تو صورتت را مي پوشاني

من چشمهام را مي بندم

كاوه عكس مي گيرد

1....2....3

(2)


تصوير از مجموعه عكس زنده ياد كاوه گلستان با نام سه گزارش از روسپي كارگر و مجنون


 

(3)

 
پس چه مرگشان است

اين چشمها

كه نمي خواهند باز شوند

تا ابد


--------------------------------------------------------------

*تصوير از مجموعه عكس زنده ياد كاوه گلستان با نام سه گزارش از روسپي كارگر و مجنون

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 0:40  توسط محمد همتی  | 

ماي سرزمين چهار فصل

 

فصل اول:پاييز

باران رد خانه ها را پاك مي كند

فرشته ها در مكانهاي مسقف

لي لي بازي مي كنند.

 

فصل دوم:زمستان

تمام سعيمان را كرديم

سطرها را برف پوشانده بود

و ما ناگزير

نخوانده از اين فصل عبور كرديم.

 

فصل سوم:بهار

فصل سوم  در اسباب كشي گم شد

و درختها حيران

ميان جامه سبز يا سپيد

سياه پوشيدند .

 

فصل آخر:زن بودن

در فصلي بدون ‍‍واو

داستان ليلي و مجنون را

هيچ كس باور نمي كند.




 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 0:12  توسط محمد همتی  |