«صدیق السلطنه فریاد می زد:تو چرا داری فضولی می کنی؟شماها یک ده دوازده نفری هستید که اسمتان جمال زاده و تقی زاده و فلان و فلان است و دور هم جمع شده اید و خیال می کنید کی هستید.اما یادت باشد ما را که می بینی اقلا سیصد نفریم و اسممان فلان السلطنه و فلان الدوله است و حالا شما می خواهید با ما در بیفتید؟
شما عیب دیگری هم دارید.خیال می کنید باید همیشه حقیقت را بگویید.ما بر خلاف شما دروغ هم می توانیم بگویم و اصلا حربه ما دروغ است...»*
منبع:نقد و تحلیل و گزیده داستان های سید محمد علی جمال زاده ، کامران پارسی نژاد ،نشر روزگار ص 43،به نقل از کتاب خاطرات سید محمد علی جمال زاده،ایرج افشار،علی دهباشی،تهران،شهاب ثاقب و سخن،چاپ اول1378،ص ۴۰۰
